جمشید غلاملو؛ حمیدرضا اثیمی
چکیده
برخی رفتارهای مجرمانه، چنان خُرد و ناچیزند که شایسته نیست از سوی نظام عدالت کیفری تعقیب، محاکمه و مجازات شوند. با وجود این، اطلاق قوانین کیفری و محدودیتهای قانونگذاری به ترتیبی است که گاه موضوعات ...
بیشتر
برخی رفتارهای مجرمانه، چنان خُرد و ناچیزند که شایسته نیست از سوی نظام عدالت کیفری تعقیب، محاکمه و مجازات شوند. با وجود این، اطلاق قوانین کیفری و محدودیتهای قانونگذاری به ترتیبی است که گاه موضوعات یا رفتارهای «ناچیز» نیز در دامنۀ تعریف رفتار مجرمانه قرار میگیرند و مقامات قضایی، از نظر قانونی ناگزیر به رسیدگی میشوند، و به قابلیتهای تفسیر قضایی که در چنین مواردی، امکان قانونی عدم صدور محکومیت به کیفر را فراهم میکنند نیز نمیتوان دل بست. این مقاله، بر بنیان ناموجه و غیرمنصفانه بودن چنین محکومیتهایی و با هدف تأسیس مبنایی انضمامی برای جلوگیری از آن، با بررسی تطبیقی انگارۀ «قانون به امور جزئی نمیپردازد»، کوشیده است تا با روش کتابخانهای و رویکرد توصیفی - تحلیلی، ضمن تبیین این ایده در نظامهای گوناگون عدالت کیفری، مبنایی هنجارین از کاربست آن در حقوق کیفری ارائه دهد. این انگاره میتواند چه در مرحلۀ تعقیب کیفری و چه در دیگر فرایندهای دادرسی، در قالبهای گوناگون قانونی اعمال گردد. از سویی، بهعنوان دفاعی ماهوی، «مهم بودن موضوع یا رفتار مجرمانه» را میتوان یکی از شرایط رکن مادی جرم در نظر گرفت و یا «ناچیز بودن موضوع یا رفتار» را بهمثابۀ یکی از موانع مسئولیت کیفری و در زمرۀ دفاعیات خاص قرار داد، و از سویی دیگر، آن را با تعبیر «منع رسیدگی به امور جزئی» از انگاره، در قالب دفاعی آیینی و از موانع تعقیب کیفری پیشنهاد کرد که به نظر نگارندگان این مقاله، مناسبتر و مؤثرتر است.