نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

دانشیار، گروه حقوق جزا وجرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق وعلوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

چکیده

سیاست جنایی به‌طور سنتی کمتر به روابط سیستمی میان نهادها و کنشگران توجه کرده است. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل شبکه‌ای و اتکا به چارچوب مفهومی شادروان استاد می رِی دلماس- مارتی است، شبکه کیفری را به‌مثابه ساختاری سیستمی و رابطه‌محور بررسی می‌کند که کیفیت کارکرد آن تابع نحوه سازمان‌دهی روابط، جریان داده‌ها و توزیع قدرت درون شبکه است. مسئلۀ  پژوهش آن است که شبکه کیفری بر اساس چه سازوکارهایی به‌صورت باز، بسته یا بازِ نسبی عمل می‌کند و نقش عوامل مداخله‌گر در این وضعیت چیست. پژوهش با روش تحلیلی– توصیفی و با تکیه بر تحلیل مفهومی و نهادی نشان می‌دهد که باز یا بسته‌ بودن شبکه کیفری پدیده‌ای طیفی و وابسته به نوع عامل، مرحله فرایند و نوع بزه است و نمی‌توان آن را به دوگانۀ مطلق فروکاست. بررسی جایگاه متهم، بزه‌دیده و جامعه مدنی نشان می‌دهد میزان مشارکت یا محدودسازی هر یک، بر نفوذپذیری شبکه، جهت‌گیری جریان‌ها و تمرکز یا توزیع قدرت در تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد. در نتیجه، باز بودن شبکه کیفری همسو با مدل دولت- جامعه مردم سالار، و شبکه بسته با مدل اقتداگرا نزدیک است. بر این اساس، تحلیل شبکه‌ای به‌عنوان ابزاری کارآمد برای فهم و ارزیابی سیاست جنایی معرفی می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Open or Closed Criminal Network in Criminal Policy (Conceptual Model)

نویسنده [English]

  • Seyed Hossein Hosseini

Department of Criminal Law and Criminology, Faculty of Law and Political Science, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran.

چکیده [English]

Criminal policy has traditionally paid limited attention to systemic relationships among institutions and actors. Using a network analysis approach grounded in Delmas-Marty’s conceptual framework, this article examines the criminal justice network as a systemic, relationship-oriented structure whose functioning depends on the organization of relationships, data flows, and power distribution. The central question concerns the mechanisms through which the criminal network operates as open, closed, or relatively open, and the role of intervening factors in shaping these forms. Using an analytical-descriptive method based on conceptual and institutional analysis, the study demonstrates that openness and closure constitute a spectral phenomenon that varies according to the type of actor, the stage of the criminal process, and the nature of the crime, and therefore cannot be reduced to a rigid binary. Examining the positions of the accused, the victim, and civil society reveals that the degree of participation or restriction of each directly affects network permeability, interaction flows, and the concentration or distribution of decision-making power. Accordingly, an open criminal network corresponds to the democratic state–society model, while a closed network aligns with a closed governance model. Network analysis is therefore presented as an effective tool for understanding and evaluating criminal policy.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Criminal Network
  • Criminal Policy
  • Network Analysis
  • Systems Thinking
  • Network Openness/Closure
  • Criminal Actors
  1. ابراهیمی، شهرام.(1403). کنشگران سیاست جنایی؛ مطالعه موردی سیاست جنایی فرانسه، دو فصلنامه پژوهش نامه حقوق کیفری، 15(2) (پیاپی30)، 7 – 25.
  2. جعفری، فریدون؛ موسوی، سید رویا؛ اسلامیه همدانی، امیر. (1395). مطالعه تطبیقی حق برخورداری از وکیل در مرحله تعقیب در حقوق داخلی ایران و اسناد و رویه‌های محاکم کیفری بین‌المللی. مدرس علوم انسانی (پژوهش‌های حقوق تطبیقی) ، (94)4، 25–52.
  3. خوشبخت، حسین؛ دارابی، شهرداد؛ میرخلیلی، سید محمود. (1399). امنیت در مدل اقتدارگرای فراگیر سیاست جنایی. مطالعات بین‌المللی پلیس، (43)، 91–116.
  4. دارابی، شهرداد. (1401). راهبرد ترکیبی در مدل‌های مردم‌سالار و اقتدارگرای فراگیر سیاست جنایی. پژوهشنامه حقوق کیفری، 13(1 [پیاپی 25])، بهار و تابستان، 53 – 74. 22124/jol.2021.19432.2125
  5. دلماس مارتی، میری. (1402). نظام‌های بزرگ سیاست جنایی. ترجمۀ علی حسین نجفی ابرندآبادی. تهران: میزان.
  6. زینالی، امیرحمزه؛ مقدسی، محمدباقر. (1392). رویکرد تطبیقی به نقش و جایگاه بزه‌دیده در فرایند کیفری. آموزه‌های‌حقوق کیفری، 10(5)، 181–210. 1001.1.22519351.1392.10.5.7.3
  7. سلطانفر، غلامرضا؛ شامبیاتی، هوشنگ؛ آزمایش، علی. (1396). تأثیر ایدئولوژی‌ها بر قبض و بسط حقوق کیفری. تحقیقات حقوقی بین‌المللی، 10(37)، 93–146.
  8. شهسواری، سجاد؛ مؤذن زادگان ؛حسنعلی، رایجیان اصلی؛ مهرداد (1403). مشارکت بزه‌دیده در فرایند دادرسی؛ مبانی، چالش‌ها و راهکارها. دیدگاه‌های حقوق قضایی، 38(103)، 133–159.
  9. شیداییان، مهدی؛ عسگری مروت، علی؛ واحدی، مسلم. (1398). مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد در فرایند دادرسی کیفری به‌منزلۀ سرمایۀ اجتماعی. مدیریت سرمایه اجتماعی، 6(1)، 41–58. https://doi.org/10.22059/jscm.2019.258534.1612.
  10. شیری، عباس. (1397). حقّ بزه‌دیده در تعیین کیفر و نحوه اجرای آن. دیدگاه‌های حقوق قضایی، (81)، 77–105.
  11. عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه؛ حسابی، ساره. (1390). سیاست جنایی و تطور مفهومی آن. تعالی حقوق، 15(بهمن و اسفند)، 114 -133.
  12. علی عرب، عظیم، خاقانی اصفهانی، مهدی، و مجیدی، سیدمحمود. (1400). بایسته های توان افزایی جامعه مدنی در تقویت سیاست جنایی مشارکتی ایران. مطالعات فقه اقتصادی، 3(ویژه نامه (جستارهای نوین فقه و حقوق))، 121-139.
  13. کاریو، روبر.(1401). بزه دیده شناسی(از گسستن پیوند بین اشخاص تا ترمیم اجتماعی)، ترجمه: سید حسام الدین سید اصفهانی. تهران: نشر میزان.
  14. گَسَن، ریمون. (1371). بحران سیاست‌های جنایی کشورهای غربی، ترجمه: علی‌حسین نجفی ابرندآبادی. تحقیقات حقوقی، 1(10)، 275–335.
  15. لارزژ، کریستین. (1404). درآمدی بر سیاست جنایی(چاپ ششم). ترجمه علی‌حسین نجفی ابرندآبادی. تهران: نشر میزان.
  16. مجموعه مقالات همایش آیین دادرسی کیفری: بنیان‌ها، چالش‌ها و راهکارها. (1395). معاونت فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی.
  17. مرادی، فرزانه؛ موسوی مجاب، سید درید؛ عدالتجو، اعظم. (1390). معامله‌ی اتهامی در فرآیند دادرسی کیفری با تأکید بر نظام حقوقی ایران. تحقیقات حقوقی بین‌المللی، 4(14)، 118–174.
  18. مطلبی محمودآبادی، سیدمصطفی؛ مزیدی شرف‌آبادی، علی؛ صدیقیان، امیرمحمد. (1404). مبانی تفکیک جرایم قابل گذشت از جرایم غیرقابل گذشت با نگاهی به قانون کاهش مجازات حبس تعزیری. دولت و حقوق، 6(2 [پیاپی 20])، 122.
  19. موذن زادگان، حسنعلی، و جهانی، بهزاد. (1400). ساختار اجرای احکام کیفری ایران در پرتو اصل استقلال قضایی. پژوهشهای حقوق جزا و جرم شناسی، 9(18 )، 31-55.
  20. موسوی، سیداسلام. (1403). جایگاه مرحله‌ی تعقیب در میان مراحل فرآیند کیفری در حقوق کیفری ایران. در سومین همایش بین‌المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی.
  21. میرکمالی، سیدعلیرضا؛ سرویسرمیدانی، امید. (1391). نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در حمایت از بزه‌دیدگان با تأکید بر کودکان بزه‌دیده. دیدگاه‌های حقوق قضایی، 62(59)، 1–60.
  22. نادری، قائم؛ عباسی، اصغر؛ اسماعیلی، مهدی. (1399). سیاست‌های جنایی مشارکتی. جامعه‌شناسی سیاسی ایران، 3(4 [پیاپی 12])، 1891–1909.
  23. نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (1395). دیباچه. در: باقری‌نژاد، زینب. حمایت از شهود (در حقوق ایران، فرانسه و اسناد بین‌المللی). تهران: انتشارات خرسندی.
  24. نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (1392). درآمدی بر پژوهش در نظام عدالت کیفری: فرصت‌ها و چالش‌ها. در: بایسته‌های پژوهش در نظام عدالت کیفری. تهران: نشر میزان.
  25. نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (1395). مشارکت امن شهروندان (دیباچه). در: باقری‌نژاد، زینب. حمایت از شهود (در حقوق ایران، فرانسه و اسناد بین‌المللی) (چاپ دوم). تهران: انتشارات خرسندی.
  26. نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (1395). آیین دادرسی کیفری: جدال قدرت–امنیت و حقوق–آزادی‌های فردی. در: مجموعه مقالات همایش آیین دادرسی کیفری: بنیان‌ها، چالش‌ها و راهکارها. تهران: معاونت فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی.
  27. نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (1404). درباره رابطه همسازی سیاست جنایی با کارامدی سیاست‌های جنایی (دیباچه ویراست پنجم). در: لارژر، کریستین. درآمدی بر سیاست جنایی (چاپ ششم). تهران: نشر میزان.
  28. Bernard, Thomas J.; Paoline III, Eugene A.; Pare, Paul‑Philippe. (2005). General systems theory and criminal justice. Journal of Criminal Justice, 33, 203–211.
  29. Tyler, T. R.; Goff, P. A.; MacCoun, R. J. (2015). The impact o psychological science on policing in the United States: Procedural justice, legitimacy, and effective law enforcement. Psychological Science in the Public Interest, (3), 75–109. https://doi.org/10.1177/1529100615617791.
  30. Roach, K. (1999). Four models of the criminal process. Journal of Criminal Law & Criminology, 89(2), 671–716.